نتایج انتخابات شورای پنجم شهر بروجرد1396

خرید بک لینک
پایگاه خبری تحلیلی انتخاب (Entekhab.ir) :

دومین جلسه شورای اسلامی شهر تهران در دوره چهارم دقایقی پیش با حضور 31 عضو شورا برگزار شد.

به گزارش انتخاب ؛ در این جلسه انتخاب شهردار تهران در دستور کار اعضای شورای شهر قرار دارد و قرار است تا دقایقی دیگر از بین دو گزینه محسن هاشمی و محمد باقر قالیباف یک کدام با رای اکثریت اعضا برای شهرداری تهران انتخاب شوند.

با توجه به برگزاری جلسه انتخاب شهردار تهران به صورت غیرعلنی تعداد قابل توجهی از خبرنگاران از رسانههای مختلف در پشت در جلسه حاضر هستند

این در حالی است که به گفته یکی از اعضای شورا قرار است هر چند دقیقه رضا تقیپور سخنگوی شورای اسلامی شهر تهران محتوای جلسه را در بین خبرنگاران مطرح کند.

دقایقی پیش محمد باقر قالیباف و محسن هاشمی برای ارائه برنامههای خود به جلسه شورای شهر تهران آمدند.

اولین سخنان سخنگو

ضا تقیپور سخنگوی شورای اسلامی شهر تهران با حضور در جمع خبرنگاران اظهار داشت: همانطور که میدانید برابر قانون اولین وظیفه شورای شهر بلافاصله بعد از رسمیت و انتخاب هیئت رئیسه شورا، انتخاب شهردار است.

وی تصریح کرد: نخستین جلسه شورای چهارم هفته گذشته برگزار شد و در آن رئیس و هیئت رئیسه انتخاب شدند و در واقع گام اول از وظایف شورا برداشته شد.

تقیپور ادامه داد: تکلیف بعدی اعضای شورا، انتخاب شهردار است و مسجد جامعی رئیس شورا اعلام کرده است که در جلسه امروز انتخاب شهردار در دستور کار شورا قرار دارد.

سخنگوی شورای اسلامی شهر تهران اضافه کرد: جلسه امروز با حضور 31 عضو رأس ساعت 9 و بعد از تلاوت آیاتی چند از کلامالله مجید شروع شده و اولین دستور این جلسه تعیین شهردار تهران است.

تقیپور ادامه داد: طی حدود سه ماه از زمان انتخابات گزینههای مختلفی برای شهرداری بررسی شده و عزیزان در محافل غیر رسمی حضور یافتند و برنامههای خود را اعلام کردند که بین 18 تا 21 نفر در این فرآیند بررسی شدهاند.

وی اضافه کرد: برابر قانون هر کسی میخواهد نامزد شهرداری شود باید 5 نفر از اعضای شورا نامزدی وی را کتبا یا شفاها اعلام کنند.

سخنگوی شورای اسلامی شهر تهران ادامه داد: در این جلسه بیش از 5 نفر از اعضای شورای شهر آقایان قالیباف و هاشمی را به رئیس جلسه معرفی کردند و قرار شده هر دوی این کاندیداها در جلسه حاضر شوند و به مدت نیم ساعت برنامههای خود را به صورت رسمی علام کنند.

وی تأکید کرد: بعد از اعلام برنامهها اعضای شورای شهر وارد رأیگیری میشوند ضمن اینکه هیئت رئیسه تصمیم گرفته امروز شهردار انتخاب شود و اگر جلسه طولانی شد، جلسه قطع نمیشود.

تقیپور افزود: بر حسب تصمیم هیئت رئیسه چنانچه جلسه طولانی شود، جلسه قطع نخواهد شد و رئیس تنفس اعلام میکند و این در حالی است اگر جلسه امروز تا شب هم طول کشید همانند جلسات مجلس تا فردا صبح و تا انتخاب شهرداری جلسه ادامه خواهد داشت.

سخنرانی 30 دقیقهای قالیباف آغاز شد

بعد از حضور قالیباف و هاشمی در صحن شورای شهر تهران، دقایقی پیش محمدباقر قالیباف برای ارائه برنامههای خود پشت تریبون قرار گرفت. قالیباف 30 دقیقه فرصت دارد تا ضمن ارائه برنامههای خود برای آینده شهر تهران، از عملکرد خود در دوره گذشته نیز دفاع کند.

آغاز ارائه برنامه توسط محسن هاشمی

با پایان سخنرانی و ارائه برنامه توسط محمدباقر قالیباف، محسن هاشمی نیز پشت تریبون قرار گرفت تا به مدت 30 دقیقه، برنامههای خود برای آینده شهرداری و شهر تهران را ارائه کند.

تقی پور: به زودی رای گیری آغاز می شود

به گفته سخنگوی شورای شهر تهران، بعد از صحبتهای هاشمی، طبق برنامه ریاست شورا، به رأیگیری خواهیم پرداخت.

تقیپور با بیان اینکه اعضای شورا، بر اینکه نامزدها به جزئیات نپردازند، توافق دارند و نیازی به جلسه مجدد نیز نخواهد بود. ضمن اینکه اعضای شورا پیشنهاد سرپرست برای شهرداری تهران را هم مطرح نکردهاند.

خروج قالیباف و محسن هاشمی

محمدباقر قالیباف و محسن هاشمی بعد از ارائه برنامههای خود، دقایقی پیش صحن شورای شهر تهران را ترک کردند و به این ترتیب تا دقایقی دیگر اعضای شورای شهر آماده رأیگیری برای انتخاب شهردار تهران میشوند.

توزیع برگههای رأی بین اعضای شورا

با خروج دو گزینه تصدی شهرداری تهران، مراسم رأیگیری آغاز شده است و برگههای رأی بین اعضای شورای شهر توزیع شد. تا دقایقی دیگر اعضای شورا، برگههای خود را در صندوق میاندازند.

شمارش آرا آغاز شد

با اتمام رأیگیری، شمارش آرای اعضای شورای شهر برای انتخاب شهردار تهران آغاز شد.

تقیپور در جمع خبرنگاران حاضر شد و گفت: رأیگیری برای اولینبار انجام شد؛ 15 رأی برای هاشمی و 15 رأی برای قالیباف بیرون آمد و یک رأی سفید بیرون آمد. رأیگیری دوباره تکرار میشود و این کار براساس قانون تکرار میشود و محدودیتی برای تکرار رأیگیری وجود ندارد.

آغاز دور دوم رای گیری

برگههای اخذ رأی برای دومینبار بین اعضای شورای شهر توزیع شد. آنطور که تقیپور گفت رأیگیری تا زمانی انجام میشود که یکی از گزینهها حداقل تعداد نصف به علاوه یک آرا را به خود اختصاص دهد و شهردار تهران شود.

برگههای رأی، جمعآوری و شمارش آرای اعضای شورای شهر برای انتخاب شهردار، برای دومینبار آغاز شد.

شمارش آرای اعضای شورای شهر به پایان رسید.

براساس شمارش مجدد آرای اعضای شورای شهر، محمدباقر قالیباف 17 رأی و محسن هاشمی 14 رأی را به خود اختصاص دادند و با این وجود، محمدباقر قالیباف بار دیگر شهردار تهران شد.

ظاهراً دو نفر از 15 نفری که دور نخست رای گیری، به محسن هاشمی رای داده بود، در دور دوم تغییر نظر داده و محمدباقر قالیباف را انتخاب کرده است. همچنین فردی که در دور اول رای ممتنع داده بود، در دور دوم نیز نام قالیباف را به صندوق انداخته است.

از نحوه انتخاب شهردار بیشتر بدانید
شوراهای اسلامی در ایران هنوز نتوانستهاند به طور کامل از اختیارهایی که شوراهای محلی در کشورهای توسعهیافته دارند، برخوردار شوند و اقتدار و صلاحیت آنان همچنان حداقل باقی مانده است؛ با این حال، اعمال همین اقتدار حداقلی نیز گاه با مشکلاتی روبهرو میشود. یکی از مواردی که تأثیر فروانی در تحقق مردمسالاری محلی دارد، انتخاب شهردار، بویژه در کلانشهرها از سوی شوراهای اسلامی است. برای بررسی دقیقتر این موضوع با دکتر علیاکبر گرجی اَزَندَریانی، عضو هیأت علمی دانشگاه شهید بهشتی و وکیل پایه یک دادگستری گفتوگو کردیم که میخوانید.


انتخاب شهرداران یکی از موضوعهای جدی روزهای اخیر است. با توجه به نزدیک شدن زمان انتخاب شهرداران دلیل حساسیت این موضوع چیست؟
دلیل این حساسیت مهم بودن جایگاه شهرداری به عنوان بازوی اجرایی شوراهاست. يكي از مؤلفههای مهمی که انتخاب شهرداران را در قانون اساسي متبلور ميسازد، قدرت الزامآور تصميمات شوراها در حوزه اختيارات قانوني است. همانطور که میدانیم مهمترین رکن اجرایی شورای شهر و به عبارتی بازوی اجرایی شوراها، شهرداری است، پس انتخاب این بازوی قدرتمند تأثیر زیادی در ارایه مطلوب خدمات شهری و اجرای صحیح مصوبات دارد. البته انتخاب شهردار در کلانشهرها، خواه ناخواه، چهرهای سیاسی به خود گرفته است و برخلاف ماهیت خدماتی و اداری شهرداری، تصاحب این سمت با رقابتهای پر چالشی روبهرو میشود.

آیا انتخاب شهردار در تحقق نظام عدم تمرکز اداری تأثیر دارد؟

بله، انتخاب شهردار در تحقق نظام عدم تمرکز تأثیر بسزایی دارد و به همین دلیل باید در انتخاب آن دقت شود. تحقق نظام عدم تمرکز اداری نشاندهنده مشارکت مردم در مدیریت محلی است. از این رو، تمرکززدایی اداری را هم میتوان از مصادیق اعمال حق تعیین سرنوشت دانست. حق تعیین سرنوشت را نمیتوان فقط به مباحثی نظیر حاکمیت ملی و انتخابات سیاسی تقلیل داد؛ حق تعیین سرنوشت، علاوه بر انتخابات ملی در بسیاری از عرصهها از جمله در مدیریت محلی نیز باید تضمین شود و مورد احترام قرار گیرد.

قوانین مرتبط با انتخاب شهرداران از سوی شوراها چیست؟

واگذاری انتخاب شهرداران به شوراهای اسلامی شهر جزو حداقل صلاحیتهای اعطاشده به واحدهای محلی است. در بند یکم ماده 71 قانون تشكيلات، وظايف و انتخابات شوراهاي اسلامي كشور و انتخاب شهرداران مصوب 1375، انتخاب شهرداران برای یک دوره چهار ساله از وظایف شوراهای شهر دانسته شده است که باید «بلافاصله پس از رسميت يافتن» نسبت به آن اقدام کنند. بر اساس تبصره 3 این ماده «نصب شهرداران در شهرهایی با جمعيت بيشتر از دويست هزار نفر و مراكز استان بنا به پيشنهاد شوراي شهر و حكم وزير كشور و در ساير شهرها به پيشنهاد شوراي شهر و حكم استاندار صورت ميگيرد.» شوراي شهر بر اساس ضوابط و شرايط احراز صلاحيت شهرداران مندرج در آییننامه مصوب اين قانون، شهردار مورد نظر خود را انتخاب ميكند. وزير كشور و استانداران موظفند حكم شهردار معرفيشده را ظرف مدت ده روز صادر کنند. در صورتي كه وزير كشور يا استاندار، شهردار معرفيشده را واجد شرايط تعيينشده نداند، مراتب را با ذكر دليل و مستندها به شوراي شهر منعكس ميکند، در صورت اصرار شوراي شهر بر نظر قبلي خود و صادرنشدن حكم شهردار، موضوع توسط شورای شهر به هيأت حل اختلاف ذيربط ارجاع خواهد شد.
هيأت مذكور ظرف پانزده روز مكلف به تصميمگيري است و تصميم آن هيأت برای وزارت كشور و شوراي اسلامي شهر لازمالاجراست. چنانچه در مدت مقرر، هيأت حل اختلاف نظر خود را اعلام نکنند، نظر شوراي شهر متبع خواهد بود و شهردار ميتواند اختيارات قانوني خود را اعمال و اجرا کند.
انتخاب شهردار در زمره صلاحیتهای شورای شهر است و وزیر کشور یا استاندار نقشی جز اعمال نوعی نظارت قانونی در اینباره ندارند. به دیگر سخن، نماینده دولت (وزیر کشور یا استاندار) در اینجا، هیچ صلاحیتی برای تحمیل شخص مورد نظر خود به اعضای شوراهای شهر ندارد و حتی در صورتی که وزیر کشور یا استاندار بنا به ملاحظاتی با گزینه مورد نظر شورای شهر برای شهرداری موافق نباشد، حق ابطال این انتخاب را نیز ندارد که این موضوع نشانگر آن است که رابطه دولت و شوراهای شهر در این زمینه از نوع مناسبات سلسله مراتبی نیست.

آیا تشخیص شایستگی نامزدهای احراز سمت شهرداری نیز بر عهده شوراهای اسلامی شهر است؟

تشخیص شایستگیها و صلاحیت نامزدهای احراز سمت شهرداری اصولا با شوراهای اسلامی شهر است و نهادها و مقامهای ملی مانند رییسجمهوری، وزرا یا حتی نمایندگان مجلس نیز اجازه مداخله و اعمال نفوذ در فرایند تعیین شهردارها را ندارند. بر این اساس، هر نوع تحدید حق انتخاب شهرداران توسط ارباب قدرت از مصادیق بارز سوءاستفاده از اختیارات است. در اینباره، هیأت دولت در مورخ 11 شهریور 1377 «آییننامه اجرایی شرایط احراز تصدی سمت شهردار» را به تصویب رسانده است که توجه به آن میتواند راهگشا باشد. در ماده یکم این آییننامه چنین آمده است: «کسانی را میتوان به سمت شهردار انتخاب نمود که دارای شرایط زیر باشند:
الف - تابعیت جمهوری اسلامی ایران؛ ب - حتیالمقدور متأهل و دارای حداقل 25 سال سن و 5 سال سابقه اجرایی در موقع انتخاب شدن؛ پ- انجام خدمت وظیفه عمومی (دوره ضرورت) یا داشتن معافیت دایم در زمان صلح؛ ت - اعتقاد به مبانی جمهوری اسلامی ایران و قانون اساسی؛ ث – دارا بودن حسن شهرت؛ ج -داشتن توانایی جسمی و روحی برای انجام کار؛ چ - نداشتن محکومیت کیفری که مستلزم محرومیت از حقوق اجتماعی باشد؛ ح – دارا بودن تحصیلات و تجربه به شرح زیر: 1- حداقل تحصیلات کارشناسی (لیسانس) برای شهرداریهای درجه 1تا 6؛ 2- حداقل تحصیلات کارشناسی (لیسانس) با گرایشهای مشخص شده توسط وزارت کشور برای شهرداریهای درجه 7تا 10؛ 3- برای شهرداریهای درجه 11 و 12 حداقل تحصیلات کارشناسی ارشد (فوق لیسانس) با گرایشهای مشخص شده توسط وزارت کشور.»

با قبول اینکه شوراها به صورت مستقل شهردار را انتخاب میکنند آیا حق نظارت را هم میتوان برای این مقامها قایل شد؟

دقیقا، همانطور که در قانون تشکیلات شوراها نیز اشاره شده، کارکرد اصلی و مهم و اولیه شوراها همان نظارت است و مطابق مفهومی که قانون اساسی اراده کرده است، چنین نهادی در امور محلی از نظارت شورا مستثنا نیست. هر چند باید اشاره کرد که این نظارت واجد ضعف و شدت است و مهمترین و تأثیرگذارترین آنها، نظارت بر شهرداری است. البته در اینجا لازم است بگویم که نظارت شوراها را میتوان در ابعاد و روشهای مختلف و گوناگون مورد مطالعه و ارزیابی قرار داد؛ این نظارت فقط شامل یک نهاد خاص مثل شهرداری نیست، بلکه باید این نظارت را یک نظارت عام دانست، چنانکه از محتوای اصل یکصدم قانون اساسی برمیآید شهرداری به عنوان رکن اجرایی نهاد محلی شوراها، از طرق مختلف، تحت نظارت عالی شورای اسلامی قرار دارد. شهردار منتخب شوراهای اسلامی نیز تا زمانی که مورد وثوق و تأیید اعضای شوراهای اسلامی شهر باشد به ادامه فعالیت میپردازد در غیر اینصورت یعنی تخطی و انحراف از صلاحیتهای تعیینشده و به عبارت بهتر از برنامههای مشخصی که اعضای شوراهای اسلامی شهر بر اساس آن به شهردار رأی دادهاند، وی از کار برکنار میشود. کیفیت عزل و به عبارت بهتر استیضاح شهردار در ماده 73 قانون شوراهای اسلامی مصوب 1375 مورد اشاره قرار گرفته است.

اگر مدیریت، به درختی تشبیه شود که شاخههای گوناگونی، مانند مدیریت صنعتی، مدیریت مالی و چون اینها، دارد، یکی از شاخههای جدید این درخت، مدیریت شهری است. روشن است که مشخصات و ساختار نهادهای قانونی اداره کننده شهر، از کشوری به کشور دیگر، تفاوت دارد و هر جامعهای، با توجه به ساختار اقتصادی، اجتماعی و سیاسی خود، تعریف یا تلقی ویژهای از مدیریت شهری دارد.

معیارهای شناسایی شهر، از گونههای غیر خود، به طور معمول، میزان جمعیت، شغل غالب مردم ساکن، وجود شهرداری و مواردی اینگونه بودهاست. امروزه، شهرها، از دو جنبه، اهمیت یافتهاند: یکی، بعنوان مرکز تجمع گروه عظیمی از مردم و دیگری بعنوان عمدهترین بازیگر نقش اقتصادی، در کل اقتصاد ملی. از اینرو، باید به مسائل و مشکلات آنها، توجه بیشتر و دقیق تر کرد. زیرا، در حالتی که برنامهریزی دقیق و درست، سبب رشد اقتصادی، تثبیت سیاسی و افزایش مشارکت شهروندان درامور شهرها میگردد، شکست در حل مشکلات و مسائل شهری، سبب رکود اقتصادی، نارضایتیهای اجتماعی و سیاسی، فقر، بیکاری و تخریب محیط زیست خواهد شد.

ترکیب مدیریت و شهر، مفهوم ساماندهی به امور مربوط به برنامهریزی، سازماندهی، بسیج منابع و امکانات، هدایت و کنترل، در محدوده شهر را تداعی مینماید. مفهومی که در کشورهای مختلف به دلیل ساختارهای سیاسی و رویکردهای اقتصادی، نهادهای متفاوتی را با الگوهای متفاوتی در خود درگیر دارد.

استرن steren، در سال ۱۹۹۳ میلادی، طی مقالهای در نشریه شهرها Cities بیان میکند که اصول کلی برای فهم مدیریت شهری وجود ندارد و مفهوم اصلی این واژه بسیار گیج کنندهاست. مدیریت شهری با توجه به سلیقهها، ادارک افراد و همچنین اقتضای سیاسی – اجتماعی زمانهای مختلف معانی متفاوت داشتهاست. چنانچه ما در زمان کنونی نیز این اختلاف معانی ومفهوم را کاملاً شاهد هستیم.

از نظر بانک جهانی مدیریت شهری یک فعالیت شبه تجاری برای دولت هاست. به عبارت دیگرمدیریت شهری یعنی اداره امور شهری و کارایی بیشتر برای استفاده از وامهای بانک جهانی میباشد. بعضی اوقات مدیریت شهری بعنوان ابزاری برای اجرای سیاستگذاریهای شهری در نظر گرفته میشود که به مفهوم علم اداره جامعه میباشد.[جلال نعمتاللهی]

مدیریت شهری در جهان معاصر[ویرایش]

سازمان ملل متحد، برای ارتقای مدیریت شهری و ارتقای مردمسالاری، بر پارهای از موضوعها و اولویتها تأکید ویژه دارد که عبارتند از:

  • بازنگری در جایگاه و کارکردهای دولت
  • تلاش برای تعیین راهبردهای شهر با مشارکت نهادها و شهروندان
  • شفافیت کارکرد مالی در تمام سطوح
  • جریان آزاد اطلاعات، به عنوان لازمهٔ شفافیت و مشارکت
  • تأکید بر جایگاه رهبری مدیریت شهری
  • وجود ضابطههای اخلاقی برای رفتار مدیریت شهری

برنامهریزی اجتماعی، از دهه ۱۹۶۰ میلادی رواج یافت. در آن دهه، دولت و مدیران شهرهای بزرگ دریافتند که ناآرامیهای اجتماعی مانند قومی، نژادی و طبقاتی؛ تهدیدی برای پایداری اقتصادی و سیاسی در شهرها است. از اینرو، مقوله برنامهریزی اجتماعی، اقبال و رواج یافت. در واقع، برنامهریزی اجتماعی، به عنوان نشانهای از برابری طلبی و مشارکت جویی دولت و مدیران شهر، تفسیر شد. (رمضانی خورشیددوست، ۱۳۸۲، ۳۸ – ۴۱)

با این حال نقطه شروع مدیریت شهری به معنای نوین آن را بایستی در تحولات دهه ۸۰ و ۹۰ میلادی جست. در این زمان و پس از دوره رکود نسبی دهه ۸۰ مضامین و مفاهیم جدیدی در ارتباط با نقش و وظایف دولتها به وجود آمد و دولت رفاهی که در دهه ۷۰ ناکارآمدی خود را در مواجهه با رخدادهای جاری در زمینههای فنی و اجتماعی نشان داده بود جای خود را به دولت حداقلی داد و دولتهای محلی در پرتو مدیریت نوین دولتی[۲] به توانمندساز بدل شدند. فرایند تمرکززدایی نیز در تبدیل مدیریت شهری به یک فعالیت قدرتمند و داراری اختیارات قانونی سرعت بخشید. در گام آخر تحلیل اندیشههای پوزیتویستی در مقابل تفکرات انتقادی و ساختگرایانه در حوزههای اجتماعی و فرهنگی و شکست راه حلهای همسان در نقاط مختلف که از روی نمونههای غربی الگو برداری شده بودند (به عنوان نمونه طرحهای اقتصادی در آمریکای لاتین) و تأکید بر حل مشکلات به صورت محلی در اهداف توسعه هزاره[۱] سبب تقویت بیش از پیش مدیریت شهری، علیالخصوص در کشورهای در حال توسعه شد.

اهداف مدیریت شهری[ویرایش]

  1. ارتقای شرایط کار و زندگی همه جمعیت شهر با توجه به افراد و گروههای کم درآمد
  2. تشویق توسعه اقتصادی و اجتماعی پایدار
  3. حفاظت از محیط کالبدی شهر

وظایف مدیریت شهری[ویرایش]

یک مدیر شهری باید بتواند در دنیای رقابتی نقاط قوت و ضعف شهر خود را شناخته و درصدد تقویت مزایای رقابتی آن برآید. از این رهگذر است که شهر میتواند نقطه قابل اتکایی در شبکه جهانی شهرها بیابد و کارکردهای خود را در نظام سرمایه داری بینالملل بهبود بخشد. بدین ترتیب «مدیر شهری» با «مدیر شهرداری» تفاوتهای بسیار دارد چه اینکه اولی مسئول ارتقای قابلیتها و توانمندیهای شهر و شهرنشینان است در حالیکه دومی بیشتر مجری است و پاسخگویی آن تنها محدود به نحوه عملکرد است و نه نتایج و پیامدها. بسیاری، معتقدند که جامعه آینده، جامعهای شهرنشین خواهد بود؛ بنابراین، شهرها به جای این که مکانهایی بی ثمر برای سرمایهگذاری اقتصادی یا تراکم کارگران بیکار با انبوه مشکلات اقتصادی، اجتماعی و محیط زیستی باشند؛ باید که به مراکز رشد و پویایی اقتصادی و اجتماعی، در چارچوب ملی، بدل شوند. این مراکز، باید که آفرینشگر فرصتهایی ارزنده برای رفاه و توسعه نه تنها جمعیت ساکن در آن، بلکه جمعیت تمامی کشور باشد.

  1. آمادهسازی زیرساختهای اساسی برای عملکرد کارآمد شهرها
  2. آمادهسازی خدمات لازم برای توسعه منابع انسانی، بهبود بهرهوری و بهبود استانداردهای زندگی شهری
  3. تنظیم فعالیتهای تأثیرگذار بخش خصوصی بر امنیت، سلامتی و رفاه اجتماعی جمعیت شهری
  4. آماده ساختن خدمات و تسهیلات لازم برای پشتیبانی فعالیتهای مولد و عملیات کارآمد موسسههای خصوصی در نواحی شهری
  5. برنامهریزی استراتژیک

وظایف کنونی مدیریت شهری (صرف نظر از تنوع و اختلاف در نظامهای اجتماعی و سیاسی گوناگون)، تنها محدود به مواردی از قبیل برنامهریزی، خدمات رسانی، مدیریت فرهنگ محلی، انجام پروژههای عمرانی و… نمیشود. بلکه جهت دهی فعالیتهای شهری و ترسیم چشمانداز شهر در راستای دستیابی به توسعه پایدار از جمله مهمترین وظایف مدیران شهری به شمار میرود. یک مدیر شهری باید بتواند در دنیای رقابتی نقاط قوت و ضعف شهر خود را شناخته و درصدد تقویت مزایای رقابتی آن برآید.

از این رهگذر است که شهر میتواند نقطه قابل اتکایی در شبکه جهانی شهرها بیابد و کارکردهای خود را در نظام سرمایه داری بینالملل بهبود بخشد.

بدین ترتیب «مدیر شهری» با «مدیر شهرداری» تفاوتهای بسیار دارد چه اینکه اولی مسئول ارتقای قابلیتها و توانمندیهای شهر و شهرنشینان است. در حالیکه دومی، بیشتر مجری است و پاسخگویی آن تنها محدود به نحوه عملکرد است و نه نتایج و پیامدها.

بسیاری، معتقدند که جامعه آینده، جامعهای شهرنشین خواهد بود؛ بنابراین، شهرها به جای این که مکانهایی بی ثمر برای سرمایهگذاری اقتصادی یا تراکم کارگران بیکار با انبوه مشکلات اقتصادی، اجتماعی و محیط زیستی باشند؛ باید که به مراکز رشد و پویایی اقتصادی و اجتماعی، در چارچوب ملی، بدل شوند. این مراکز، باید که آفرینشگر فرصتهایی ارزنده برای رفاه و توسعه نه تنها جمعیت ساکن در آن، بلکه جمعیت تمامی کشور باشد.

امروزه، شهرها از دو جنبه اهمیت یافتهاند: یکی بعنوان مرکز تجمع گروه عظیمی از مردم، دیگری بعنوان عمدهترین بازیگر نقش اقتصادی، در کل اقتصاد ملی. از اینرو، باید به مسائل و مشکلات آنها، توجه بیشتر و دقیق تر کرد. زیرا، در حالتی که برنامهریزی دقیق و درست، سبب رشد اقتصادی، تثبیت سیاسی و افزایش مشارکت شهروندان درامور شهرها میگردد، شکست در حل مشکلات و مسائل شهری، سبب رکود اقتصادی، نارضایتیهای اجتماعی و سیاسی، فقر، بیکاری و تخریب محیط زیست خواهد شد.

دستيابي به رشد هوشمند مديريت شهري

روزنامه دنیای اقتصاد - شماره 3123 تاریخ چاپ:1392/11/09 بازدید:19835بار کد خبر: DEN-781851

مترجم: مریم رضایی منبع: Mckinsey بخش نخست چه عواملي یک شهر خوب را میسازند؟ این سوال مهمی است؛ چون تا سال 2030 حدود 5 میلیارد نفر – یعنی 60 درصد جمعیت دنیا – در شهرها زندگی خواهند کرد و عامل سرعت گرفتن رشد اقتصادی دنیا خواهند بود (این رقم اکنون 6/3 میلیارد نفر است).

اما برای مدیران شهری، اینها چالشهای سختی هستند. بسیاری از کشورهای در حال توسعه در مقیاس بیسابقهای باید با روند شهریسازی مواجه شوند. کشورهای توسعهیافته هم که چشمانداز رشد ضعیفتری دارند، با زیرساختهای قدیمی و منابع بودجهای محدود درگیرند. همه این کشورها در تلاشند رقابتپذیری خود و در نتیجه رفاه ساکنان شهرها را تضمین کنند و همه آنها میدانند که اگر نتوانند روشهای پایدارتر و غنیتری برای توسعه اقتصادهای محلی و مدیریت شهری پیدا کنند براي شهروندان آینده، میراث زیست محیطی بدی به جای خواهد ماند.

عملکرد یک شهر باید به شیوهای سنجیده شود که همه این نگرانیها، قدرت اقتصاد، شرایط اجتماعی و محیط زیستی را نشان دهد. مطالعات مختلف این سه معیار عملکرد را با هم و بهصورت جداگانه مورد بررسی قرار دادهاند و بر این اساس شهرها را رتبهبندی کردهاند. درحالیکه این مطالعات میتوانند در شناخت فاکتورهای یک شهر عالی به ما کمک کنند، اما نمیگویند مدیران شهری برای ساخت چنین شهرهایی باید چه کارهایی انجام دهند. چه چیزی عملکرد یک شهر را مدیریت میکند؟ بنابراین برای شناخت عملکرد شهری، علاوهبر بررسیهای فعلی، در نظر گرفتن روند تغییر نیز اهمیت دارد.

با در نظر گرفتن این موضوع، موسسه مککینزی تحقیقی انجام داده و گزارش آن را منتشر کرده است. در این تحقیق پایگاه دادهای جامعی از شاخصهای عملکرد اقتصادی، اجتماعی و زیست محیطی ایجاد و تحلیل شده، با 30 شهردار از چهار قاره مختلف مصاحبه شده و یافتههایی از بیش از 80 موردکاوی در مورد اقداماتی که مدیران شهری (در راستای برنامهریزی شهری، مدیریت مالی و مسکن اجتماعی) انجام دادهاند، جمعآوری شده است.

اقدامات گستردهای که مدیران شهری در این تحقیق برای ایجاد تغییر مورد استفاده قرار دادهاند، ارزیابی کمی اثر هر اقدام را بسیار سخت میکند. با این حال موضوعات مشترکی در بین آنها وجود دارند. آن دسته از مدیران شهری که گامهای مهمی در توسعه شهرهای خود برمیدارند، سه کار را به درستی انجام میدهند: به رشد هوشمند دست مییابند، با کمترین منابع مالی بیشتری کار را انجام میدهند و برای ایجاد تغییر حمایت جلب میکنند. این گزارش برخی از اقداماتی را که این مدیران برای انجام موفق کارها انجام میدهند، توصیف میکند که در بخش نخست آن به چگونگی دستیابی به رشد هوشمند میپردازیم:

کلیه مدیران شهری میخواهند اقتصادهای محلی آنها رشد کند؛ اما رشد اقتصادی بهطور خودکار باعث افزایش کیفیت زندگی برای شهروندان نمیشود و حتی اغلب به محیط زیست آسیب میرساند. در واقع، بسیاری از شهرها حتی مجبور میشوند اقدامات اصلاحی پرهزینهای انجام دهند تا مشکلاتی را که رشد اقتصادی به وجود آورده جبران کنند. بنابراین نباید فکر کنیم هر رشدی خوب است، بلکه باید بدانیم رشد هوشمند چگونه است. رشد هوشمند به رویکردی استراتژیک بستگی دارد که بهترین فرصتهای رشد را شناسایی و تغذیه میکند و تضمین میکند که کلیه شهروندان از رفاه شهری بهرهمندند.

اتخاذ یک رویکرد استراتژیک

درحالیکه کلیه مدیران شهری به دنبال یافتن روشهایی برای ارتقای رفاه شهر خود هستند، چیزی که بیش از همه مشخص است، روش استراتژیک محوري است که برای رسیدن به هدف دنبال میکنند. معافیتهای مالیاتی، تصمیمگیری بدون تحلیل کافی در مورد اینکه آینده شهر در گرو آخرین صنایع نوظهور است و استفاده از تکنولوژیهای پاک، اثر چندانی ندارند.

برای شناخت بهترین چشماندازهای رشد رویکرد دقیقتری مورد نیاز است. و به اين معنی نیست که مدیران شهری باید خود را درگیر نوعی کسبوکار کنند، بلکه در عوض رویکرد آنها باید با ارزیابی دقیقی از اینکه مزیتهای رقابتی شهر در کجا نهفته شکل بگیرد.

بنابراین اولین گام، شناسایی مزیتهای رقابتی یک شهر است و باید نشان دهد گروههای فعال موجود در یک شهر پتانسیل تقویت شدن را دارند. مثلا شهرهای جنوبی آمریکا از جمله آتلانتا، ساوانا و نشویل، در جذب شرکتهای خودروسازی خارجی موفق بودهاند یا لندن در ایجاد یک گروه تکنولوژیک به نام Tech City موفق بوده است.

سرمایهگذاری برای رشد

سرمایهگذاری هدفمند بخش دولتی برای جذب کسبوکارها به سوی شهرها ضروری است. در «طرح پایداری 2011» شهر نیویورک اشاره شده: «امروزه پویایی انسان و سرمایه، رقابت شدیدی میان شهرها ایجاد کرده است. ما برای جذب بهترین ایدهها و نیروی کار لایق رقابت میکنیم. برای رشد اقتصادی باید فضایی مناسب برای کارآفرینان بااستعداد ایجاد کنیم.» بر اساس این طرح، قرار بود تا پایان سال 2013 تعداد 400 هدف برای توسعه امنیت عمومی، فضای سبز و غیره محقق شود. چنین پیشرفتهایی نیازمند سرمایهگذاری در سطوح مختلف است. مثلا دبی سرمایهگذاری گستردهای در بخش زیرساختها داشته تا به یک قطب اقتصادی و مرکز توریستی بینالمللی تبدیل شود. این فعالیتها سهم 25 درصدی در تولید ناخالص داخلی سالانه دبی داشتهاند.

تفکر مشتری محور

شهرها میتوانند از طریق گفتوگوی مداوم با رهبران صنایع و ایجاد ارتباط بین کسبوکارها، سرمایهگذاران و استعدادهای مختلف و نیز برگزاری کنفرانسها، سازمانها را در یک گروه انتخابی جذب کنند. شهرداریها در این میان نقش مهمی دارند و میتوانند از نفوذ و ارتباطاتی که دارند، استفاده کنند. مایک بل، شهردار تولدو در ایالت اوهایو آمریکا توانست شرکتهای چینی را جذب این شهر کند.

برنامهریزی برای تغییر

رشد هوشمند به معنی برنامهریزی برای آینده است. دنیا مملو از نمونه شهرهایی است که به سرعت و بدون هیچگونه برنامهریزی خاصی رشد کردهاند. نتیجه این عدم برنامهریزی در بهترین حالت هرج و مرج و بینظمی است، اما این وضعیت اغلب مانع توسعه بیشتر است و کیفیت زندگی پایینی را برای شهروندان و البته محیطزیست به همراه دارد. بنابراین، مدیران شهری باید آیندهنگر باشند و برای رشد و تغییرات جمعیتی و اثر آن بر حملونقل، مدارس، بیمارستانها و بسیاری دیگر از جنبههای زندگی شهری برنامهریزی کنند. همچنین آنها باید ضمانت کنند که این برنامهها در طول زمان با تغییر نیازهای شهر سازگار خواهند بود. کارآمدترین شهرها چشماندازی منطقهای اتخاذ میکنند و فرآیند برنامهریزی جامع و انعطافپذیری ارائه میکنند.

چشمانداز منطقهای

مدیران شهری خوب به رشد منطقهای فکر میکنند، نه فقط رشد شهر خودشان، چون با رشد کلانشهرها نیاز به همکاری با شهرداری شهرهای حومه و بخشهای خدماتی منطقهای به وجود میآید. در غیر این صورت، رقابت محلی به کمبود یا مازاد سرمایهگذاری در زیرساختها منجر میشود، چون این نگرانی وجود دارد که چه کسی برای چه چیزی سرمایهگذاری میکند و چه کسی از آن نفع میبرد و در نتیجه بر سر نقشها و مسوولیتها بینظمی ایجاد میشود. نمونه این امر منطقه «دلتای رودخانه مروارید» در چین است که در منطقهای به وسعت 100 کیلومتر مربع پنج فرودگاه بینالمللی ساخته شده و با هم رقابت میکنند. تاخیر در پروازها، هزینه اضافی سوخت و نگرانی در مورد امنیت پروازها، از عواقب چنین شرایطی است.

انعطافپذیر ماندن

شهرها بهطور فزایندهای از طرحهای شهری انعطافپذیری استفاده میکنند که مثل چارچوبی برای جا دادن پروژههای پیشنهادی در سطح محلی عمل میکند. این طرحها به مجموعه اصول راهنمایی وابستهاند که به تصمیمگیری در مورد طرحهای پیشنهادی جدید کمک میکنند. در نتیجه، این طرحها با تغییر نیاز شهرها ایجاد میشوند و تضمین میکنند که شهر مسیر رشد را به سوی اهداف بلندمدت ادامه میدهد.

این نوع انعطافپذیری نیازمند مهارت زیادی است و شهرهایی که در برنامهریزی شهری سرآمد هستند، بخشهای منظم متعددی برای این برنامهریزیها دارند. دپارتمان برنامهریزی سانفرانسیسکو این شیوه انعطافپذیر را در دستور کار دارد. این دپارتمان که از 100 نیروی کار ماهر در حوزههای برنامهریزی شهری، اقتصاد و حمل و نقل بهرهمند است، برنامهای موثر بر اساس اصولی دارد که رویکرد «حفظ و توسعه ارزشهای اقتصادی، اجتماعی، فرهنگی و زیباییشناختی» را ایجاد میکند.

ادغام تفکر زیست محیطی

روشی که مدیران شهری محیط زیست را با تصمیمگیریهای اقتصادی تلفیق میکنند، برای رشد هوشمند بسیار مهم است. در حال حاضر، شهرها عامل تولید 70 درصد گازهای گلخانهای دنیا هستند که بیشتر آن از مصرف انرژی در ساختمانها و حمل و نقل شهری ایجاد میشود. این میزان تولید آلودگی خسارت زیادی به محیط زیست محلی و جهانی وارد میکند. به عنوان مثال، ازدیاد ترافیک شهری هم هزینه کسبوکارها را بالا میبرد و هم آلودگی هوای ناشی از آن تهدیدی برای سلامت شهروندان است. با توجه به کاهش منابع، عدم توجه به پایداری نیز تهدیدی برای چشمانداز رشد بلندمدت

است.

رویکرد بهینه برای رشد زیست محیطی، هزینههای تخریب محیط زیست را در نظر میگیرد، بنابراین اهداف زیست محیطی را با فرآیند برنامهریزی تلفیق میکند. به عنوان مثال، ونکوور طرح «سبزترین شهر» را که اهداف آن برای سال 2020 تعیین شده، اجرا میکند؛ یا کپنهاگ پایدارترین شهر اروپا است که قصد دارد، اثر کربن را خنثی کند یا شهر سیاتل قصد دارد دفن ضایعات را به صفر برساند.

برنامهریزی و ساخت زیرساختها به شیوه سازگار با محیط زیست و استفاده از ترکیب قیمتگذاری، قوانین و کمپینهای اطلاعاتی برای تشویق شهروندان به حفاظت از منابع طبیعی، میتواند، به تحقق این اهداف كمك کند.

ایجاد زیرساختهای سبز

با سرعتی که روند شهریسازی طی میکند، شهرهای دنیا به روی هم، بین سالهای 2010 تا 2025، سالانه 65 میلیون سکنه را میپذیرند. در نتیجه تقاضا برای ایجاد زیرساختها به حدی میرسد که سالانه مثلا شهرهای هند باید فضای شهری معادل کل فضاهای مسکونی و تجاری شهر شیکاگو ایجاد کنند. شهرهای چین باید 5/2 برابر این میزان را ایجاد کنند. بنابراین رشد پایدار به سرمایهگذاری در زیرساختهایی بستگی دارد که انتشار کربن، تولید زباله و مصرف آب را کاهش میدهند. در واقع روشی که در ساخت و بازسازی شهرهایمان بهکار میگیریم، میزان پایداری بومشناختی آنها را در دهههای آینده تعیین میکند.

توسعه زیرساختهای موجود، ساخت فضاهای سبز و استفاده بهینه از منابع زمینی همگی به این کار کمک میکنند.

فرصتسازی برای همه

پیشنهاد ارزشی یک شهر بزرگ فقط به تشویق کسبوکارها محدود نمیشود، بلکه فرصتهایی را برای کلیه ساکنان شهر با هدف کاهش نابرابری و حفاظت از آسیبها ایجاد میکند. به گفته توماس منینو، شهردار شهر بوستون، «شغل من این است که تضمین کنم همه شهروندان بوستون فرصتهايی برابر دارند. بیش از 50 درصد جمعیت این شهر را اقلیتهای مختلف تشکیل میدهند و ما باید به همه یکسان نگاه کنیم. این یکسان نگاه کردن شامل تحصیلات مناسب، مدارس خوب و خدمات درست میشود.» برای ایجاد فرصتهای برابر و افزایش کیفیت زندگی برای همه شهروندان روشهای بیشماری وجود دارد. این تحقیق به سه مورد مهم اشاره میکند:

• ارتباط حومههای شهر را حفظ کنید. افرادی که در حومههای شهر زندگی میکنند، ممکن است احساس کنند نادیده گرفته میشوند و یافتن شغل برای آنها سخت است. بنابراین برای ارتباط دادن آنها به مرکز شهر باید سیستم حمل نقل مناسبی وجود داشته باشد.

• یکپارچگی اجتماعی ایجاد کنید. مدیران شهری مترقی طرحهایی را برای یکپارچهسازی آسیبپذیرترین اقشار جامعه اجرا میکنند، مثلا دفتر مدیریت مهاجرت شهر چنگدو در چین که بخشی از فرمانداری این شهر است، از قدیم بر کنترل جمعیت مهاجران متمرکز بوده

است.

امروز این بخش بهطور صریح برای کمک به مهاجران و دسترسی آنها به منابع آموزشی و بهداشتی مناسب اختیار و تعهد کامل دارد. لسآنجلس و آمستردام نیز طرحهایی را برای کاهش جرائم در میان جوانان و عضویت آنها در گروههای جنایی اجرا میکنند.

• مسکن ارزانقیمت بسازید. در کل دنیا حدود یک میلیارد نفر یا 32 درصد کل جمعیت کرهزمین در مناطق نامناسب فقیرنشین زندگی میکنند. تحصیلات و اشتغالزایی اولین ابزارهای کمک به این قشر و انتقال آنها به ساختارهای مناسب شهری است، اما با افزایش استانداردهای زندگی، دستیابی به مسکن مناسب، به امری حیاتی تبدیل شده است. شهرهای بزرگ از جوامع مختلف تشکیل شدهاند. دولت هنگکنگ با دانستن این موضوع فراخوان ساخت مسکن دولتی ارزانقیمت را در ازای اعطای مجوز ساخت املاک تجاری برای سازندگان داده است. در سنگاپور، بیش از 80 درصد جمعیت در مسکنهای یارانهای دولتی زندگی میکنند که برای کلیه سطوح درآمد طراحی شدهاند.

موردکاوی

کپنهاگ، شهری برای محیط زیست

شهر کپنهاگ دانمارک سرمایهگذاری قابلتوجهی در زیرساختهای سبز داشته و اکنون بر اساس «شاخص شهر سبز اروپایی زیمنس»، از نظر زیستمحیطی پایدارترین شهر اروپا محسوب میشود.

انرژی: هر یک از مناطق شهری سیستم گرمایشی متمرکزشدهای دارد که گرمای حاصل از تولید برق را گرفته و به مصرف خانگی میرساند.

حمل و نقل: زیرساختهای این شهر بر اساس حملونقل بدون اتومبیل شخصی و در سطح کلاس جهانی طراحی شده و سیستم متروی بسیار گسترده، شبکه اتوبوسرانی و سیستم قطار به حومه شهر را دربرمیگیرد. در نتیجه، کلیه ساکنان شهر در فاصله 400 متری خود از یکی از انواع حملونقل عمومی بهره میبرند.

همچنین کپنهاگ بهدلیل رواج فرهنگ استفاده از دوچرخه و زیرساختهایی که برای آن ساخته، شهرت دارد. در این شهر 388 کیلومتر مسیر دوچرخهسواری وجود دارد و 50 درصد سفرهای درون شهری با دوچرخه صورت میگیرد. سیستم ترافیک شهری که آن را «موج سبز» نامگذاری کردهاند، طوری طراحی شده که دوچرخهسواران در مسیر رفت و آمد به منزل و محل کار هرگز با چراغ قرمز برخورد نمیکنند. به علاوه، این شهر قصد دارد با ایجاد زیرساختهای شارژ ماشینهای الکتریکی، استفاده از این نوع وسایل نقلیه را تسهیل کند.

آب: در سال 2001 کپنهاگ طرحی را برای تعویض کل شبکه آبرسانی خود که یک قرن قدمت داشت، آغاز کرد. بر اساس این طرح مقرر شد که هر سال یک درصد از شبکه (یا حدود 9 کیلومتر) نوسازی شود. در حال حاضر، میزان هدررفت آب از شبکه آبرسانی تنها پنج درصد است که این میزان در دیگر شهرهای اروپایی بهطور میانگین 20 تا 25 درصد محاسبه شده است. کپنهاگ همچنین با ساخت مخازنی که آب باران را ذخیره میکند، سیستم فاضلاب خود را مدرنیزه کرده است.

زباله: علاوهبر وضع قوانین، ارائه مشوقها و تشکیل کمپینهای اطلاعاتی برای تشویق به تولید زباله کمتر، این شهر یک واحد آزمایش صنعتی ایجاد کرده که زباله خانگی را به مواد آلی و غیرآلی تفکیک میکند و از آنها بیوگاز و بیواتانول میسازد. این گازها به عنوان منابع گرمایشی شهر مورد استفاده قرار میگیرند

رادیو بهار | صدای بروجرد | Radio...

ما را در سایت رادیو بهار | صدای بروجرد | Radio دنبال می‌کنید

برچسب: نتایج,انتخابات,شورای,پنجم,شهر,بروجرد, نویسنده: بازدید: 122 تاريخ: شنبه 28 مرداد 1396 ساعت: 0:21

صفحه بندی